بحران آب و افزایش جمعیت، اقتصاد کشور را می‌بلعد

بحران آب و افزایش جمعیت، اقتصاد کشور را می بلعد
بررسی پیامدهای کاهش منابع آبی کشور در گفت وگو با ناصر شاهنوشی، استاد دانشگاه فردوسی مشهد

بحران آب و افزایش جمعیت، اقتصاد کشور را می بلعد

با توجه به محدودیت منابع آبی کشور با یک درصد افزایش جمعیت، 0,52 درصد از رشد اقتصادی کشور کاسته می شود.

  مصاحبه با روزنامه وقایع اتفاقیه در تاریخ 28 شهریور 1395

شیوا سعیدی: ایران گرفتار خشکسالی است. این جمله چندسالی است که در گوشمان صدا می کند و به ترس پیدا و پنهان نه تنها مردم عادی، بلکه مسئولان نیز تبدیل شده است. دراین باره گمانه زنی های متعددی وجود دارد. برخی کارشناسان آن را پدیده ای اجتناب ناپذیر در منطقه خاورمیانه می دانند. برخی دیگر عوامل متعدد از جمله روش های نادرست کشاورزی، استفاده نادرست صنایع مختلف، مصرف بیش از حد آب شرب خانگی و ... را دلیلی برای تشدید روند بحران آب در ایران و کشورهای منطقه بیان می کنند اما شاید عاملی که در این زمینه کمتر به آن توجه شده، تأثیر رشد جمعیت بر منابع آبی و تشدید اثرات خشکسالی است. این تأثیر را به هیچ وجه نمی توان نادیده گرفت. ایران با جمعیتی بیش از 75 میلیون نفر منابع آبی محدودی را در اختیار دارد که براساس تخمین مؤسسات بین المللی این منابع در سال های آتی کمتر هم خواهد شد و بحران پررنگ تر. درهمین راستا، دکتر ناصر شاهنوشی، استاد دانشگاه فردوسی مشهد، تحقیق جامعی کرده است. او در مقاله ای با عنوان «بازخوردهای کلان  اقتصادی، زیست محیطی اتخاذ سیاست افزایش جمعیت در ایران» که در همایش اقتصاد آب ارائه شده، به این موضوع پرداخته است. دراین زمینه با او به گفت وگو نشستیم. 

رابطه میان افزایش جمعیت و بحران آب را چگونه می توان تعریف کرد؟ 
میان این دو، رابطه مستقیمی وجود دارد. براساس تحقیقات، یک درصد افزایش جمعیت به افزایش چهار درصدی تقاضا برای آب منجر می شود، چون این جمعیت نیازمند مواد غذایی، شرب، امکانات بهداشتی، صنعتی، خدماتی، توسعه شهری و ... است که تأمین تمام این نیازها بدون مصرف آب امکان پذیر نیست. 
این رابطه در ایران به چه شکل است؟ 
ایران در منطقه خشکی قرار دارد؛ البته این فقط مربوط به ایران نیست، همه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در منطقه خشک جهان قرار دارند و اکنون با خشکسالی و تنش آبی مواجه هستند. جمعیت این منطقه 6 درصد از جمعیت کل جهان را تشکیل می دهد، حال آنکه  فقط 0,6 درصد از منابع آبی جهان را در اختیار دارد. این مقایسه ساده به خوبی نشان می دهد جمعیت خاورمیانه بسیار بیشتر از منابع آبی مورد نیاز مردمان این مناطق است. از سوی دیگر، باید توجه داشت در 65 سال گذشته نرخ رشد جمعیت ایران، تقریبا دو برابر نرخ رشد جمعیت جهان بوده است. این افزایش شدید جمعیت به قیمت فشار بیش از حد بر منابع پایه از جمله منابع آبی بوده است به طوری که درحال حاضر اکثر دشت های کشور در وضعیت بحرانی قرار دارند. 
در این حالت مقایسه منابع آبی و جمعیت ایران با شاخص های جهانی چطور بیان می شود؟ 
شاخص یا تعریفی وجود دارد به نام «ظرفیت زیستی»، این شاخص نشان می دهد محیط زیست تا چه میزان قابلیت برگشت پذیری دارد و می تواند خود را از نو بسازد. به عبارت دیگر، پتانسیل احیای محیط زیست چقدر است. ظرفیت زیستی در ایران یک سوم جهان است. این در شرایطی است که 80 درصد جمعیت کشور شهرنشین شده اند و این جمعیت نیازهای خاص خود را دارند که به ناچار باید برای تأمین آب آنها فکری کرد. باید در اینجا بگویم شاخص یا معیار دیگری به نام «ردپای اکولوژیک» وجود دارد که میزان استفاده از منابع زیست محیطی را می سنجد. براساس داده های موجود ردپای اکولوژیک در ایران در حد متوسط جهانی و شاید به مقدار ناچیزی بالاتر باشد. در واقع، مردم ایران خیلی بیش از حد معمول جهانی منابع پایه را مصرف نمی کنند اما این ظرفیت زیستی کشور است که در مقایسه با متوسط جهانی پایین تر است. 
تبعات چنین پدیده ای چیست؟ 
ببینید شاخص دیگری هم وجود دارد به نام «فالکن مارک» که «سرانه آب در دسترس افراد» را می سنجد. جالب است بدانید که سرانه آب در دسترس افراد در سال 1340 شمسی، پنج هزار و600 مترمکعب بوده اما اکنون این مقدار به هزار و 400 مترمکعب رسیده است. در استانداردهای جهانی هرگاه این شاخص به کمتر از دو هزار مترمکعب برسد، تنش آبی ایجاد می شود. وقتی ظرفیت و توان محیط زیست کشور کاهش می یابد، هزینه تأمین آب هم افزوده می شود. از سوی دیگر، انتقال آب از نقطه ای به نقطه دیگر هم خود هزینه ای جداگانه دربردارد و عملا ما جمعیت را در مناطقی افزایش می دهیم که ظرفیت لازم را برای این میزان از استقرار جمعیت ندارند. مجموع این شرایط، کشور را با وضعیت بحرانی برای تأمین نیاز مردم به منابع آبی مواجه می کند.
چنین روندی چه تأثیری روی اقتصاد کشور خواهد داشت؟ 
با توجه به مسائلی که مطرح شد، سیاست های مربوط به افزایش جمعیت بدون برنامه ریزی اصولی و دقیق در چنین وضعیتی مشکل آفرین خواهد بود. با توجه به محدودیت منابع آبی کشور با یک درصد افزایش جمعیت 0,52 درصد از رشد اقتصادی کشور کاسته می شود، چون همه بخش ها و صنایع نیازمند آب هستند. بخش های کشاورزی، خدمات، صنعت، همه برای توسعه به آب نیاز دارند. نباید فراموش کرد که با افزایش جمعیت، سرمایه بیشتری باید صرف تأمین آب مورد نیاز مردم شود. درواقع، مدیران کشور دائما برای پیشگیری از ایجاد بحران باید منابع هنگفتی را صرف تأمین آب مورد نیاز مردم کنند. این موضوع را باید در نظر داشت که در دنیای امروز جمعیت به تنهایی و بدون امکانات لازم نمی تواند اقتدار ایجاد کند. به عنوان مثال، مصر پرجمعیت ترین کشور عرب زبان است و قاهره یکی از پرجمعیت ترین شهرهای آن به حساب می آید. در این شهر، شب ها دو میلیون نفر در قبرستان ها می خوابند. آیا مصر درحال حاضر قدرتمندترین کشور جهان عرب محسوب می شود؟ قطعا این گونه نیست. همین طور سیل جمعیتی که در بنگلادش وجود دارد و از امکانات بی بهره هستند. این جمعیت نمی تواند اقتداری ایجاد کند و در مقابل، هزینه افزاست. ایران و بسیاری از کشورهای خاورمیانه در صورت ادامه سیاست افزایش جمعیت به سمت تشدید بحران اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی می روند، زیرا چنین جمعیتی نیازمند آب است که باید با هزینه کلان و از منابع دیگر تأمین شود. در حقیقت با توجه به منابع آبی محدود، این کشورها با درپیش گرفتن سیاست افزایش جمعیت، بدون برنامه ریزی برای مدیریت منابع و مصرف، خود را به کشورهای دیگر وابسته خواهند کرد. یعنی عملا با دست خودمان شرایط بحرانی ایجاد می کنیم. در این میان، تأمین آب مورد نیاز شهرها به قیمت آسیب به محیط زیست، کاهش جمعیت روستایی و خسارت های فراوان دیگر تمام خواهد شد. 
افزایش جمعیت چه تأثیری روی کیفیت منابع آبی خواهد داشت؟ به عنوان مثال، کیفیت منابع آبی ایران درحال حاضر چه تفاوتی با کیفیت آب در دهه 1340 دارد؟ 
کیفیت آبی که از عمق 10 تا 20 متری برداشت می شود با آبی که از عمق 200 متر برداشته می شود، بسیار متفاوت است. آبی که از اعماق بیشتر استحصال می شود به طور معمول احتمال شوری بیشتری دارد. از سوی دیگر، باید محیط زیست پایداری داشته باشیم تا کیفیت آب هم خوب باشد. اگر زیست بوم منطقه ای تخریب شود و مجبور به برداشت آب از منابع غیرمتعارف شویم، چنین آبی نیازمند تصفیه بیشتر است و در نتیجه هزینه افزون تری خواهد داشت. درحال حاضر، هزینه هر مترمکعب تصفیه و فرآوری آب در ایران، حدود 500 تا 600 تومان است که با افزایش جمعیت و همچنین افزایش ناخالصی آب این هزینه بیشتر خواهد شد. 

لینک مصاحبه در روزنامه وقایع اتفاقیه: http://vaghayedaily.ir/fa/News/17318

 

نظر دهيد:


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی