درود بر شما خانم دکتر پاسبان گرانقدر؛
در مورد دغدغه درستی که مطرح کردید، به چند نکته توجه فرمایید: اولاً، در هر کشوری که منبع تأمین درآمد افراد، دولت است، طبیعتاً نباید انتظار زیادی داشت که این دسته افراد رفتاری محافظهکارانه نداشته باشند. به همین دلیل است که لازمه توسعه سیاسی در هر کشوری را کاهش سهم دولت در فعالیتهای اقتصادی و تقویت بخش خصوصی میدانم. در التهابات اخیر کشور هم هرچه وابستگی نهادها و افراد به طور مستقیم و غیرمستقیم از نظر اقتصادی به دولت کمتر بوده، به طور شفافتر واکنش نشان دادهاند.
ثانیاً، همانگونه که بارها اشاره کردهام، ساخت قدرت در ایران و نظام حکمرانی در کشور به دلایل مختلف از جمله اتکا به درآمدهای نفتی، توجهی به نظرات کارشناسی مستقل ندارد و از این روی وقتی افرادی که در جایگاه کارشناسی هستند، از جمله اعضای هیئت علمی، میبینند دیدگاههای کارشناسی مستقل از بدنه قدرت، مورد توجه و حتی نقد قرار نمیگیرد تا حدودی دلزده میشوند و انگیزهای برای بیان نظرات کارشناسی، حتی در حوزه تخصصی خود، ندارند.
البته قصد آن نیست که بخواهم رفتار همکاران را توجیه کنم، بلکه صرفاً بیان دلایل این رفتار است. ولی آنچه به اجمال میتوان گفت این است که بدون شک باید نظام حکمرانی در نحوه اداره کشور تجدیدنظر اساسی کند و مهمترین تجدیدنظر این است که اولویتهای خود را در راستای منافع ملی کشور تدوین و طراحی و اجرا نماید.
