Mousavian
@hmousavian
بین سالهای 1337 تا 1341، یک گروه از محققین دانشگاه هاروارد، به دعوت رئیس وقت سازمان برنامه، برای کمک به تدوین برنامه سوم به ایران میآیند. مهمترین نقطه نظرات اصلی آنها در مورد ایران و ایرانیان، پس از ترک کشور، این ۲۰ مورد است:
درود آقای دکتر نجفی؛ مواردی را که آقای موسویان نقل کرده درست است، ولی این ویژگیها در هر کشوری که ساختار مناسبی در آن تعریف و پا نگرفته باشد طبیعی است و صرفا اختصاص به جامعه ما ندارد. اگر در کشورهای غربی بدین گونه نیست وجود یک سابقه قوی است که بر اساس آن رابطه دولت و ملت شکل گرفته است. به طور کلی قبل از دوره پهلوی اول ما به مفهوم امروزی، دولت به عنوان نهادی که تعریف معینی از آن وجود داشته باشد و رابطه آن با ملت به طور مشخص شکل بگیرد نداشتیم. رضاشاه در مدت 16 سال به کمک افراد فرهیخته ای تلاش کرد دولت به عنوان یک نهاد دارای ساختار مشخص و رابطه سازمانی معین و حدود و ثغور تعریف شده در حوزههای مختلف شکل بگیرد، ولی به دلیل اینکه این نهادسازی عمدتا در حد کالبدی باقی ماند و نهادهای اجتماعی موجود برای قوام آن مانع ایجاد میکردند و نهادهای اجتماعی جدید به مفهوم درست آن شکل نگرفتند، روند شکلگیری دولت به مفهوم واقعی آن با چالش جدی مواجه شد. در دوره پهلوی دوم هم صرفا در حد تقویت ساختارهای کالبدی دولت تلاش شد و بعد از انقلاب هم که اساسا الگوی اداره جامعه به گونهای بوده که به تضعیف نهاد دولت در مفهوم واقعی خود شده است. بنابراین ایراد اصلی در مردم نیست، ایراد اصلی به فقدان شکلگیری دولت به معنی واقعی و رابطه مشخص آن با ملت است.

