واکنش به نظرات دیگران

میزان بارش کشور طی 56 سال اخیر (نرمال بارشی: 234.9 میلی متر):

دهه 1400:

سال آبی 1403: 142.1م (زیر نرمال)
سال آبی 1402: 234.5م (نرمال)
سال آبی 1401: 191.7م (زیر نرمال)
سال آبی 1400: 174.4م (زیر نرمال)

دهه 90:

سال آبی 1399: 137.5م (زیر نرمال)
سال آبی 1398: 294.6م (بالای نرمال)
سال آبی 1397: 305.7م (بالای نرمال)
سال آبی 1396: 158.4م (زیر نرمال)
سال آبی 1395: 199.6م (زیر نرمال )
سال آبی 1394: 220.7م (نزدیک نرمال)
سال آبی 1393: 189.1م‌ (زیر نرمال)
سال آبی 1392: 198.6م (زیر نرمال)
سال آبی 1391: 218.4م (زیر نرمال)
سال آبی 1390: 208.5م (زیر نرمال)

دهه 80:

سال آبی 1389: 197.6م (زیر نرمال)
سال آبی 1388: 229.6م (محدوده‌ نرمال)
سال آبی 1387: 206.4م (زیر نرمال)
سال آبی 1386: 129.3م (زیر نرمال)
سال آبی 1385: 277.1م (بالای نرمال)
سال آبی 1384: 204.8م (زیر نرمال )
سال آبی 1383: 274.6م (بالای نرمال )
سال آبی 1382: 234.5م (نرمال)
سال آبی 1381: 236.5م (بالای نرمال)
سال آبی 1380: 241.3م (بالای نرمال)

بارش دهه 80، به جز سال آبی 1386 همگی در محدوده 200 میلی متر و نرمال بوده است.

دهه 70

سال آبی 1379: 172.1م (زیر نرمال)
سال آبی 1378: 140.9م (زیر نرمال)
سال آبی 1377: 191.7م (زیر نرمال)
سال آبی 1376: 309.4م (بالای نرمال)
سال آبی 1375: 202.1م (زیر نرمال)
سال آبی 1374: 311.1م (بالای نرمال)
سال آبی 1373: 301.5م (بالای نرمال)
سال آبی 1372: 200.9م (زیر نرمال)
سال آبی 1371: 375م (بالای نرمال)
سال آبی 1370: 303.1م (بالای نرمال)

 

دهه 60:

سال آبی 1369: 223.8م (محدوده نرمال)
سال آبی 1368: 213.8م (زیر نرمال)
سال آبی 1367: 169.2م (زیر نرمال)
سال آبی 1366: 272.5م (بالای نرمال)
سال آبی 1365: 257.9م (بالای نرمال)
سال آبی 1364: 240.7م (بالای نرمال)
سال آبی 1363: 187.5م (زیر نرمال)
سال آبی 1362: 168.7م (زیر نرمال)
سال آبی 1361: 268.4م (بالای نرمال)
سال آبی 1360: 254.1م (بالای نرمال)

دهه 50:

سال آبی 1359: 241.5م (بالای نرمال)
سال آبی 1358: 243.1م (بالای نرمال)
سال آبی 1357: 233.8م (نرمال)
سال آبی 1356: 238.5م (بالای نرمال)
سال آبی 1355: 225.4م (نزدیک نرمال)
سال آبی 1354: 320.5م (بالای نرمال)
سال آبی 1353: 225.8م (نزدیک نرمال)
سال آبی 1352: 253.6م (بالای نرمال)
سال آبی 1351: 180.6م (زیر نرمال)
سال آبی 1350: 311م (بالای نرمال)

دهه 40

سال آبی 1349: 160.2م (زیر نرمال)
سال آبی 1348: 275.3م (بالای نرمال)
سال آبی 1347: 360م (بالای نرمال)
سال آبی 1346: 217.5م (زیر نرمال)
سال آبی 1345: 154.2م (زیر نرمال)
سال آبی 1344: 119.7م (زیر نرمال)
سال آبی 1343: 189.4م (زیر نرمال)
سال آبی 1342: 197.5م (زیر نرمال)
سال آبی 1341: 167.6م (زیر نرمال)
سال آبی 1340: 172.2م (زیر نرمال)

 

سال آبی 1371 پربارش ترین سال آبی کشور طی 63 سال اخیر بوده و سال آبی 1344 کم بارش ترین سال.

درود.
دوست و همکار عزیز آقای دکتر شاپوری، داده‌های تجمعی و دسته‌بندی شده‌ای را از میزان بارش در کشور در طی 6 دهه‌ی گذشته به اشتراک گذاشته‌اند که حاوی نکات قابل تأملی است:
1- همانگونه که بارها شنیده‌ایم، ایران در یک منطقه‌ی خشک واقع شده است، به گونه‌ای که در سال 1371 به عنوان پر بارش‌ترین سال زراعی در این 6 دهه‌ی گذشته با 375 میلی‌متر بارندگی، صرفا در این سال کمی بیش از یک سوم متوسط بارندگی در سطح جهان داشته و در بقیه‌ی سال‌ها به ویژه در دو دهه‌ی اخیر به مراتب از کمتر از یک سوم متوسط بارش جهانی برخوردار بوده است. عملا در دهه‌های گذشته در خیلی از سال‌ها کمتر از متوسط بلند مدت یعنی زیر نرمال بارندگی داشته‌ایم. بنابراین کم‌بارشی امسال یا سال زراعی گذشته یک امر غیر طبیعی در کشور نیست. انشاءلله در باقیمانده سال زراعی جاری، وضعیت بارش در کشور به حالت نرمال درآید. در هر حال باید پذیرفت که خشکسالی و کم‌بارشی جزئی از ذات اقلیم ایران است.
2- در دهه‌های گذشته سهم بخش کشاورزی در مصارف آبی به مراتب بیشتر از دهه‌های اخیر بوده است از جمله سال‌های 40 تا 50 شمسی که دهه‌ی کم‌بارشی در کشور بوده است، ولی در این دهه بخش کشاورزی در جایگاه متهم بحران آب قرار نداشته است.
3- بدون شک سال‌های پس از انقلاب اسلامی، مدیریت منابع آبی کشور بسیار مخرب و فاجعه‌بار بوده است و در این زمینه جای هیچ شک و شبهه‌ای باقی نمی‌ماند، ولی اگر بحران آب تماما بر عهده مدیریت منابع آبی گذاشته شود، سخنی است بسیار ناصواب.
4- یکی از مؤلفه‌هایی که در بحران منابع آبی کشور نقش مهمی دارد، ظرفیت زیستی کشور است‌. شرایط کم‌بارشی و خشکسالی سال‌های اخیر مشابه سال‌های 40 تا 49 در کشور است. ولی در آن دهه، کشور با بحران منابع آبی مواجه نبوده است و با سهولت سال‌های کم‌بارشی را پشت سر گذاشته است. در آن سال‌ها، جمعیت کشور کمتر از 26 میلیون نفر بوده است و به راحتی می‌توانسته از بحران خشکسالی و کم آبی عبور کند. علیرغم آنکه بیشترین آب مصرفی، سهم بخش کشاورزی بوده است.
متأسفانه کارشناسان و دانشگاهیان ایران مقوله ظرفیت زیستی و اهمیت آن را به درستی در جامعه تبیین نکرده‌اند. طبیعتا در چنین فضایی، نوک پیکان حمله به سمت مدیریت منابع آبی کشور و به دنبال آن بخش کشاورزی رفته است.

باسلام و احترام استاد ارجمندم
از نگاه و تحلیل همیشه دقیق شما درس و وام می‌گیرم و نظرم را توسعه می‌دهم:
رشد جمعیت ایران در دوره ۶۰ ساله اخیر تا حد زیادی نتیجه طبیعی توسعه در قالب بهبود سطح زندگی، بهداشت، درمان و آموزش بوده و با وجود سیاست‌های کنترل جمعیت، اجتناب‌ناپذیر بوده است. فشار ساختاری جمعیت بر منابع را نمیتوان نفی اما، اما مدیریت منابع باید با این تحولات اجتماعی و جمعیتی حرکت می‌کرد.
از آنجاکه ظرفیت زیستی تا حدی یک مفهوم پویاست و با پیشرفت‌های فنی و تکنیکی مثل انرژی‌های نو، آب‌شیرین‌کن‌ها، نمک‌زدایی، انتقال آب، اصلاح الگوی کشت و... قابل ارتقاست. بنابراین تمرکز بیش از حد بر ظرفیت زیستی، بدون توجه به نقش فناوری و بهروری، می‌تواند ما را از نگاه خوشبینانه دور کند.

در مجموع ریشه اصلی، را بیش از هر چیز در حکمرانی، مدیریت و سیاست‌گذاری چندپاره حوزه آب می‌بینم، که اگر با دانش بومی، فناوری و روندهای جمعیتی هماهنگ می‌شد، امروز با این شدت از بحران آب‌های زیرسطحی، فرونشست و فرسایش خاک روبه‌رو نبودیم.

مثلا در موضوع تولید برق که مزیت اقلیمی گسترده برای برق‌آبی نداریم، اما هرساله با تخلیه سدها برای تامین شبکه برق و ناترازی تولید، مواجه ایم.
کنار گذاشتن راهکارهای بومی مدیریت آب مثل قنات‌ها و تکیه بیش از حد بر الگوی غیربومی سدسازی در وضع فعلی بی‌تأثیر نبوده است. البته سد ماهیتا مثبت است به شرط زمان و مکان و اقلیم مناسب خود، آنچه مشکل‌سازه، مدیریت بهره‌برداری و ابعاد افراطی سیاست سدسازی بوده است.

در نهایت، وفق تعریف علم اقتصاد، به عنوان علم انتخاب و تخصیص بهینه منابع کمیاب مانند آب، امروز بیش از همیشه نقش دانش تخصصی متخصصان و دانشمندان اقتصاد کشاورزی برای سیاست‌گذاری آب در سطح «تصمیم علمی و اجرایی» احساس می شود.

درود جناب آقای دکتر شاپوری عزیز؛ خدای را سپاس که جامعه‌ی دانشگاهی ما از اعضای هیئت علمی جوان و صاحب اندیشه و خوش‌فکری چون شما بهره می‌برند.
با بسیاری از نکات ارزشمندی که بیان فرموید کاملا موافق هستم. دقیقا درست می فرمایید، ظرفیت زیستی یک مفهوم پویاست و ما می‌توانیم به کمک تکنولوژی و بهره‌مندی هوشمندانه در مدیریت منابع، ظرفیت زیستی را بهبود دهیم. ولی سؤال این است که آیا در طی چند دهه‌ی گذشته در این راستا سیاست‌گذاری و سرمایه‌گذاری کرده‌ایم یا نه؟
بر خلاف دهه‌های گذشته که منابع طبیعی نقش پررنگی در الگوهای رشد نداشت، در یک دهه‌ی اخیر خیلی از الگوهای رشد، ذیل ظرفیت زیستی تعریف می‌شوند. بنابراین هر نوع سیاستی از جمله سیاست‌های جمعیتی اگر هم‌راستا با ظرفیت زیستی نباشند، عملا در افق بلندمدت چالش‌های جدی در مسیر رشد ایجاد خواهند کرد.
به‌عنوان یک مثال عینی، بحران آب و آلودگی هوا و تبعات ناشی از آن در شهرهایی است که انواع بارگذاری‌ها، به ویژه بارگذاری جمعیتی، بیش از ظرفیت زیستی این مناطق است. شهرستان‌های تهران، اصفهان، مشهد و سایر شهرهای مشابه، مناطقی هستند که بخش کشاورزی کمترین سهم را در مصرف منابع آبی دارد، ولی با بیشترین بحران در استفاده از منابع آبی مواجه هستند. در واقع ظرفیت زیستی این مناطق پاسخگوی ردپای اکولوژیکی یا همان تقاضا برای منابع پایه یعنی آب و خاک نیست.