راه حلی خردمندانه در مواجهه با هوش مصنوعی و مدیریت استفاده بهینه از آن
دکتر سید احمد خاتون آبادی
جهان در آشوب هویتی قرار گرفته است. در یکصد سال گذشته، به تدریج مشاوره با ریش سپیدان فامیل و محله، جای خود را به مشورت با روانشناس و مشاوران مالی و حقوقی داد. پزشگ ها هم جای طبیبان و حکیمان قدیم نشستند. دنیا با هویت تازه هماهنگ شده بود و پرسش های بی پاسخ خود را از درون دائره المعارف و واژه نامه ها جستجو می کرد که ناگهان موتور های جستجوی اینترنتی جایگزین روش های پیشین شدند. و هنوز چند دهه از جستار در اینترنت نگذشته است که اینک استقبال از موتورهای جستحو به سرعت رو به کاهش رفته است و هوش مصنوعی (AI) جای موتورهای جستجو نشسته و به راز دار نسل جوان و مشکل گشا و مشاور همه فن حریف نسل تازه تبدیل شده است.
هوش مصنوعی می نویسد، ترجمه می کند و با هر زبانی با انسان ها سخن می گوید. اگر پیش ترها، سینه افراد قابل اعتماد در فامیل و محله و محیط زندگی، مکان گنج رازهای مردم بود، اکنون پایگاه ذخیره داده های هوش مصنوعی (از ریز تا درشت) اطلاعات و احساسات شما را برای همیشه ذخیره می کند. و از این هراس آورتر، آن که: هویت پدیده هوش مصنوعی همانند هویت آدم های شناخته شده، آشکار نیست. از اخلاق و راز داری که بگذریم، هویت معرفتی (epistemological) و شناختی (cognitive) مشخصی هم ندارد. هوش مصنوعی، مشاوری بدون گذشته و با هویتی خنثی می باشد.
و با این دست فرمان، می توان پیش بینی کرد که: هوش مصنوعی از شنونده و مشاور و پاسخ دهنده پرسش های شما بزودی زود، نقش فرمانده و دستور دهنده پیدا کند و شما راهی به جز فرمانبرداری از توصیه ها و در اصل فرمان های او را نداشته باشید.
برای روبروئی خرد مندانه با این شتاب و هجوم سرسام آور هوش مصنوعی باید با تشکیل "خِردکده" و با ایجاد کانون های اندیشه ورزی در دبستان و دبیرستان و دانشگاه و جوامع محلی و شهری و روستائی با این پدیده با فایده اما مرموز و هراس اور، برخوردی تعاملی و هدف مند نمود.
تا پیش از آن که تکلیف محیط زیست و شیوه حکمرانی و اقتصاد و روابط زندگی خصوصی و مناسبات فردی و اجتماعی که با عقل سلیم (common sense) قابل شناسائی می باشد، به دست الگوریتم های از پیش تعریف شده هوش مصنوعی نیفتاده است، باید با اراده ای مبتنی بر دانش و خِرد، کانون های اندیشه ورزی فامیلی، حرفه ای و همسایگی را نه کاملا مانند گذشته بلکه به شیوه ای متناسب با تحولات امروزین احیا نمائیم.
تلاش فرد فرد انسان ها در تقویت گروه های خردورزی و کانون های اندیشه ای در فامیل و مجتمع های مسکونی و اداره ها و محل های کسب و کار، به معنای کنترل آگاهانه حرکت شتاب آمیز و افسار گسیخته هوش مصنوعی و همچنین به منزله جلوگیری از نفوذ پنهان و نیز آشکار آن، در خصوصی ترین امور زندگی انسان است.
ایجاد کانون های اندیشه ورزی، موجب تقویت هوش انسانی در برابر افسارگسیختگی هوش مصنوعی، و نیز گرفتن افسار هوش مصنوعی در دستان خرد پیشگان واقعی است. تقویت کانون های گفتگو و تبادل اندیشه در "خِردکده" ها و در سطوح گوناگون اجتماع، راه حلی خردمندانه در مسیر تعامل سازنده (و نه مغلوبه) با این پدیده بی هویت و هویت زدا خواهد بود.
در مرحله کنونی از نفوذ هوش مصنوعی راهی کوتاه و نه دشوار را در تعامل با این پدیده پیش روی داریم. و آن این است که به جای حرف آخر دانستن گفته های هوش مصنوعی و پیش از پذیرش آن ها، توصیه ها و راه حل های هوش مصنوعی را به فراخور موضوع، در جمع فامیل دوستان و همکاران، مورد بحث و گفتگو قرار دهیم و جنبه هائی از آن بکاهیم و بر آن بیفزائیم و با نکاهی نقادانه به آن بنگریم. در این فرایند لازم نیست برای حلقه خردکده و اندیشه ورزی به دنبال افرادی ویژه باشیم. هر چند نفر که درگیر موضوعی مشترک باشند می توانند مناسب ترین حلقه گفتگو را تشکیل دهند و برآیند دیدگاه های آنان دارای هم افزائی مثبت و راهگشاخواهد بود. حاصل اندیشه جمعی همواره چیزی فراتر از نقطه نظر انفرادی یکایک افراد می باشد. برای تائید این حقیقت و ارزش دیدگاه ها ورای جایگاه آدم ها جمله ای از کتاب: The psychology of Personal Constructs اثر George Kelly که در دوره دکتری خوانده بودم به ذهنم امد: "همه آدم ها دارای فرضیه های شخصی و قدرت فرضیه سازی هستند با این تفاوت که فرضیه های آنان به فراخور تجربه و آگاهی های شخصی ان ها متفاوت است."
#احمد_خاتون_آبادی
#کانون #خردورزی #خِردکده
۱۰ امرداد ۱۴۰۴
(یکم اوت ۲۰۲۵)
درود بر شما آقای دکتر خاتونآبادی عزیز.
آنچه در مورد روند فزونی جایگاه هوش مصنوعی بیان کردید کاملا درست و سنجیده است. امیدوارم نگرانی من محقق نشود ولی بر این باورم حداقل برای یک دهه آینده طبقات مختلف جامعه تحصیلکرده به ویژه نسل جوان، به سمت یک راحتطلبی علمی پیش میرود و از تلاشهایی که منجر به ارتقای فهم و درک آنها از مسائل میشود تا حد قابل ملاحظهای میکاهد.
این راحتطلبی اگرچه لذتبخش است، ولی تصور میکنم نمیتواند برای دهههای بعدی تداوم پیدا کند، چراکه محتوای اولیه و خمیرمایه هوش مصنوعی محتوایی است که توسط انسانها و اندیشمندان فراهم شده است. اگر بتوان به مردم آموزش داد از هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار ارزشمند برای افزایش سطح دانش خود استفاده کنند، نه جایگزینی به جای اندیشدن آنها، شاید بتوان از دستاوردهای هوش مصنوعی بهتر استفاده کرد. اگرچه نباید نادیده گرفت که هوش مصنوعی در حوزه کشاورزی میتواند دستاوردهای واقعا شگفت انگیزی برجای گذارد.