ضرورت خودکفایی در محصولات اساسی کشاورزی

پس از پیروزی انقلاب در سال ۵۷، حاکمیت سیاسی کشور، خودکفایی در تولید محصولات اساسی کشاورزی را به عنوان یک سیاست راهبردی مطرح نمود و لایه های مختلف سیاسی کشور در آن زمان از این سیاست حمایت فراگیر داشتند. اگرچه تا حدود زیادی عزم جدی برای تحقق این سیاست وجود داشت، ولی به دلیل فقدان برنامه ریزی مناسب، ضعف مدیریت و نیز مشکلات ناشی از جنگ تحمیلی، عملا دستیابی به خودکفایی محصولات کشاورزی ناکام ماند. به طوری که در برخی از سال های دهه اول انقلاب، واردات محصولات کشاورزی به میزان زیادی افزایش یافت.

پس از پایان جنگ و شروع دهه دوم بعد از انقلاب، برنامه ریزان و مدیران آن دوران، هرچند اعتقاد عمیقی به سیاست خودکفایی نداشتند، ولی به لحاظ همراهی با شعارهای دهه اول انقلاب، خود را مدافع خودکفایی نشان می دادند، اما گام های موثری برای دستیابی به خودکفایی محصولات کشاورزی برنمی داشتند. البته طرح محوری گندم با موفقیت نسبی در این دوره انجام گرفت. با این وجود بر تفکر خودکفایی به طور ضمنی خدشه ای وارد شده بود.
در دهه سوم بعد از انقلاب با ایجاد بحران کم آبی، موضوع خودکفایی محصولات کشاورزی صرفا به گندم محدود شد؛ البته به جز بعضی سال ها که شرایط آب و هوایی مناسب بود و تولید گندم به مرز خودکفایی می رسید، اقدام بنیادی برای خودکفایی در این محصول هم صورت نگرفت.
در دهه چهارم پس از انقلاب با تشدید بحران آب در کشور، مخالفین این دیدگاه آشکارا مخالفت خود را با خودکفایی گندم اعلام نمودند. خودکفایی در مورد سایر محصولات کشاورزی که اساسا به محاق رفته بود. به طور کلی در طی این چهار دهه، تمرکز بر برنامه ریزی مدون و علمی و سرمایه گذاری مناسب در بخش کشاورزی برای دستیابی به خودکفایی محصولات کشاورزی صورت نگرفت و بیشتر در حد بیان یک آرمان باقی ماند. ضمن اینکه بخش های عمده ای از بدنه تصمیم گیری کشور اعتقادی به این سیاست نداشته اند. در نتیجه ی چنین نگاهی در طی سال های پس از انقلاب، بیش از ۲ میلیون هکتار از بهترین اراضی آبی کشور تخریب شده و نرخ تشکیل سرمایه به قیمت ثابت و به دنبال آن موجودی سرمایه در بخش کشاورزی کشور کاهش یافته است. نگارنده این سطور از مفاهیم اقتصادی همچون مزیت نسبی و منافع تجارت آزاد بی اطلاع نیست، ولی سیاست خودکفایی محصولات اساسی کشاورزی را برای ایران لازم می داند.
تجربه اسرائیل می تواند بر درستی این سیاست صحه بگذارد. این کشور با ۲۱ هزار کیلومتر مربع (بدون کرانه باختری رود اردن)، شرایط اقلیمی تقریبا مشابهی با ایران دارد. اسرائیل نیز با کمبود شدید منابع آبی مواجه است، به گونه ای که حدود ۳۰ درصد آب مورد نیاز بخش کشاورزی را از آب های شور تامین می نماید. کل اراضی کشاورزی این کشور، ۳۷۷ هزار هکتار است که ۷۸ درصد آن به زیر کشت می رود، به عبارتی کل اراضی زیر کشت اسرائیل بیست و پنج صدم درصد اراضی زیر کشت ایران است. در حالی که جمعیت این کشور ده درصد جمعیت ایران می باشد. این کشور می تواند تمام نیاز خود به محصولات کشاورزی را به سهولت از طریق واردات تامین نماید، ولی به دلیل موقعیت حساس جغرافیایی، خودکفایی در محصولات کشاورزی، سیاست راهبردی این کشور از زمان تاسیس تاکنون بوده است. استفاده از دانش و فناوری پیشرفته در تمام عرصه های کشاورزی و اعمال انواع سیاست های حمایتی و سرمایه گذاری گسترده در بخش کشاورزی، استراتژی هایی بوده است که اسرائیل برای تحقق سیاست راهبردی خود در زمینه خودکفایی محصولات کشاورزی بکار برده است. اگرچه بخش خدمات، بیشترین سهم را در تولید ناخالص ملی کشورهای پیشرفته از جمله اسرائیل دارد، این بزرگی سهم بخش خدمات، سیاست راهبردی کشورها را در حمایت از بخش کشاورزی به حاشیه نمی راند. خودکفایی در محصولات اساسی کشاورزی از جمله گندم، جو، برنج، دانه های روغنی و برخی از محصولات دامی و لبنی بسان ستون خیمه امنیت کشور است که نظام سیاسی حاکم بر کشور باید بدور از تصمیمات مقطعی این سیاست راهبردی را درشرایط مختلف محقق سازد.

نظر دهيد:


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی