استدلالی نادرست

اخیراً در شبکه‌های مجازی، کلیپ‌ها و متن‌هایی انتشار یافته که برخی از چهره‌هایی که در جایگاه علمی قرار دارند، مشکلاتی را که در موضوعات مختلف اقتصادی از جمله عدالت اجتماعی وجود دارد، ناشی از حاکمیت تفکر نئوکلاسیکی بر تصمیمات کلان کشور می‌دانند. بر این باورم که این حضرات یا درک درستی از مکتب نئوکلاسیکی ندارند و یا اینکه با هدف فرافکنی علت مشکلات اقتصادی کشور، به بیان این موارد می‌پردازند. اصولاً الگوی نئوکلاسیکی که مبتنی بر مبانی مکتب کلاسیکی است، بر عدم دخالت دولت در اقتصاد تاکید می‌ورزد و دخالت دولت در اقتصاد را صرفاً در کوتاه مدت در قالب سیاست‌های پولی مجاز می‌شمارد. در حالی که در ایران، نقش دولت و نهادهای عمومی به مرور در اقتصاد پررنگ‌تر می‌شود و عملاً بخش خصوصی مستقل قدرت ظهور و بروز ندارد.

همزمانی این حضور پررنگ دولت و نهادهای عمومی در شئونات مختلف اقتصادی با تشدید سیاست‌های پولی و مالی دولت، اساساً جای را برای اعمال تفکرات نئوکلاسیکی باقی نگذاشته است که اینگونه تفکرات بتواند اقتصاد ایران را تحت تأثیر خود قرار دهد. آنچه که به ناکارآمدی اقتصاد ایران انجامیده، شیوه حکمرانی در کشور و نحوه انتخاب حکمرانان است. به بیان دیگر، تجدید نظر در ساختار اداره جامعه، شرط لازم برای بهبود شاخص‌های اقتصادی از جمله عدالت اجتماعی و کاهش فاصله طبقاتی در کشور است.

مطالب مرتبط