واکنش به نظرات دیگران

 

کاویانی، استاد دانشگاه و بنیانگذار رشته هیدروپلیتیک در ایران:

در دهه 40، سازمان برنامه و بودجه اعلام کرد ایران ظرفیت خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی را ندارد.
تنش ها در [سیاست خارجی کشور]، سبب شده حاکمیت، غذا را مقوله امنیتی در نظر بگیرد؛ این باعث شد کشاورزی در کشور به شدت گسترش پیدا کند نه توسعه.
نتیجه این شد که از آن موقع تا الان نزدیک به یک میلیون دهانه چاه در کشور کَنده شده.

درود.
این ویدئو از آقای دکتر کاویانی در روزهای اخیر در شبکه‌های مجازی به دفعات بارگذاری شده است. متاسفانه اینجانب از ایشان شناختی ندارم. ضمن احترام به آقای دکتر کاویانی، بر آنچه بیان داشته‌اند نقد جدی وارد است.
اول اینکه ایشان افزایش دهنه چاه را معادل افزایش سطح زیر کشت گرفته‌اند که چنین ارتباطی منطقی نیست. افزایش تعداد حلقه چاه‌های آبی کشور ناشی از سیاست‌های غلط تصمیم‌گیرندگان و مدیران اجرایی کشور بوده است. به خاطر دارم در سال اول بعد از انقلاب، مجوز بی‌حساب و کتاب حفر چاه در منطقه خشک علویجه اصفهان داده شد که هیچ بازده‌ای به همراه نداشت.
بنا به آمار جدید مرکز آمار، در طی سال‌های پس از انقلاب، در مجموع دو و نیم میلیون هکتار از سطح زیر کشت اراضی کشاورزی کشور کاسته شده است و این به راحتی قابل مشاهده است. برای مثال در شهرستان چناران خراسان رضوی، اراضی زراعی از 12 هزار هکتار به 5.5 هزار هکتار کاهش یافته است. این کاهش اراضی در شمال و بقیه مناطق کشور مشهود است؛ ضمن آنکه خیلی از اراضی زراعی در حال حاضر به دلیل کمبود آب زیر کشت نمی‌رود.
دوم آنکه در سال‌های پس از انقلاب، در حرف، سیاست خودکفایی مطرح شده، ولی در عمل دولت اقدامی برای اجرای سیاست خودکفایی به کار نبسته است. در طی سال‌های پس از انقلاب، واردات محصولات کشاورزی به طور پیوسته و شتابان در حال افزایش بوده است. کشوری که در بخش کشاورزی آن نرخ استهلاک سالانه از نرخ تشکیل سرمایه بیشتر است و به سرعت اراضی زراعی آن از یک طرف در حال تغییر کاربری است و از طرف دیگر در حال خرد شدن است، منطقا دنبال خود کفایی نیست. در ایران در طی سال‌های پس از انقلاب به دلیل فشار به منابع پایه و همچنین به دلیل افزایش محسوس عملکرد در واحد سطح، میزان تولیدات کشاورزی افزایش یافته است.
سوم اینکه در ایران به دلیل تنوع اقلیم و ظرفیت‌های مناسب به شرط آنکه سرمایه‌گذاری کافی و کارآمد در بخش کشاورزی انجام شود، به‌گونه‌ای که به منابع پایه فشار وارد نشود، باید کشاورزی علمی منطبق با اقلیم تداوم یابد.
بر خلاف تصور، علیرغم بی‌توجهی به بخش کشاورزی در کشور، بهره‌وری تولید در این بخش از سایر بخش‌های اقتصادی کشور بیشتر است. بنابراین بخش کشاورزی با حفظ منابع پایه به عنوان شرط لازم و افزایش هدفمند و مستمر سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های بخش کشاورزی و نیز حفظ اراضی کشاورزی به عنوان شرط کافی باید در کشور تقویت شود.
اسرائیل نمونه قابل تأملی است که ایران به بخش کشاورزی خود توجه کند. این کشور با 270 هزار هکتار اراضی نسبتا نامرغوب کشاورزی، نیاز ده میلیونی این کشور به غلات را تأمین می‌کند و سالانه 5 میلیون تن هم صادرات غلات دارد.