سلام و روز همکاران گرامی بخیر
همانطور که بحث شد بحران آب خیلی جدی است بطوریکه در مشهد قرارگاه تامین آب تشکیل شده یعنی بجز سازمانهای مسول سایر سازمانها هم جهت پشتیبانی حضور دارند. چند سالی است که من مطالعات مکان یابی چاههای جدید را برای آب و فاضلاب انجام می دهم و در جریان وخامت اوضاع هستم. فاصله زیادی را بین نیازهای ضروری صنعت و بحث های دانشگاهی می بینم که سبب می شود صنعت از دانشگاه عبور کند. دانشگاه همیشه برنامه های دراز مدت ارائه می کند دلایل رسیدن به بحران را از زاویه نگاه و اطلاعات در دسترس خودش بیان می کند ولی راهکاری های کوتاه مدت برای عبور از بحران که مشکل مدیران است ارائه نمی کند. مدیری که تمام ذهنش عبور از تابستان امسال است نمی تواند به راهکارهای دراز مدت فکر کند. بعنوان مثال دو سال گذشته آب و فاضلاب پیشنهاد حفر چاه در دانشگاه را داده بود کمیته ای تشکیل شده بود و مخالفت کرده بودند و پیشنهاد استفاده بهینه از آب و بازچرخوانی آب و غیره را داده بودند که برای راهکار دراز مدت کاملا صحیح است ولی بدلیل نیاز کوتاه مدت موضوع به شورای تامین رفت و با دستور مقام مافوق اجرایی استان چاهها حفر شد. عملا دانشگاه کنار گذاشته شد.
به نظر من دانشگاه می تواند در زمین 300 هکتاری خودش طرحهای مصرف بهینه آب را اجرا کند با ارائه طرح مناسب هزینه را هم از دولت بگیرد و این الگو در سطح شهر اجرا شود. چمن دانشگاه از آب زیر زمینی آبیاری می شود در حالی که می تواند از پساب باشد و بخشی از چمن حذف شود. در آینده ما مجبور به تفکیک آب شرب و بهداشتی هستیم دانشگاه فردوسی در محوطه داخلی خودش این طرح را اجرا کند شبکه لوله کشی را به آب بازیافتی اختصاص بدهد و آب شرب را جداگانه برای کل مصارف تامین کند و این الگو به شهر تامین داده شود.
درود بر شما جناب آقای دکتر مقدس عزیز.
از اینکه با احساس مسئولیت در حوزه تخصصی خود مسائل مربوط به آب را دنبال میکنید جای تقدیر و سپاس فراوان دارد.
فرمایش جنابعالی در خصوص جداسازی آب شرب و بهداشتی قطعا با توجه به اشراف جنابعالی که پیشنهاد فرموید کار سنجیدهای است. ولی مشکل این است که نمیتوان با نگاه خرد به دنبال حل مشکلات کلان باشیم.
یکی از شاخصهای مدیریتی در کشور ما نگاه کوتاهمدت به حل مشکلات است. وقتی مدیران اجرایی حل مشکلات را با این نگاه دنبال میکنند، این مشکلات در بلندمدت به بحران تبدیل میشود که مصادیق آن را در اشکال مختلف شاهد هستیم. منشا مشکلات، تصمیمات کلانی است که گرفته میشود.
در ساختار حکومت فعلی ایران نظام حکمرانی به گونهای طراحی شده که امکان ظهور و بروز تعارض منافع را تسهیل نموده است و این تعارض منافع طبعا بحرانهایی را به همراه دارد که حل آن بسیار سخت است و هزینه فراوانی را بر جای میگذارد. اینکه بر روی دریاچه اورمیه 100 سد احداث میشود نشات گرفته از همین تعارض منافع است، والا هیچ مبنای علمی برای این حجم از سرمایهگذاری در زمینه احداث سد در حوضه دریاچه ارومیه وجود ندارد.
در سال 1390 طرح آمایش استان خراسان رضوی که مبتنی بر یک کار علمی و اجرایی بود به عنوان یک سند رسمی و لازمالاجرا به تصویب سازمان برنامه رسید. بر اساس این سند آمایش هر گونه بارگذاری اضافی در شهر مشهد به دلایل امنیتی،اجتماعی و زیستمحیطی ممنوع شده است. ولی از آن سال تا کنون همچنان به روال قبل، این بارگذاریها ادامه دارد. جالبتر آنکه قرار است 6750 هکتار از اراضی کشاورزی منطقه طرق به محدوده شهر مشهد اضافه شود. چنین تصمیمی ناشی از همان تعارض منافع است که مدیریت کلان استان به دنبال انجام آن است و در این بین سند آمایش استان هیچ جایگاه و محلی از اعراب در تصمیات مدیریت استان ندارد.
تا این تعارض منافع امکان ظهور و بروز دارد، نباید حل مشکلات را در بلندمدت انتظار داشت و طبعا راهکارهای کوتاهمدت هم تاثیری در حل بحرانهایی که در بلندمدت بروز پیدا میکنند نخواهند داشت.




