اصولا لازمه پیاده سازی هر ساختار سیاسی و اعتقادی، برخورداری از حاکمیت بر گستره سرزمینی است. بدون داشتن چنین حاکمیتی، نظام های سیاسی و اعتقادی در حد ایده های ذهنی پدید آورندگان و طرفداران آن باقی خواهد ماند .
کشور ایران با داشتن پیشینه تاریخی طولانی، ترکیبی از اقوام مختلف است که چند مولفه، انسجام و یکپارچگی آن را به وجود آورده است. اسلام به طور عام و مذهب تشیع به طور خاص، آداب، سنن و رسوم، داشتن تاریخی مشترک، زبان فارسی و مردمانی اهل مدارا و سازگاری مهمترین این مولفه ها هستند.
هر یک از این مولفه ها _ البته نه با داشتن وزنی یکسان_ نقشی بسزا در حفظ این یکپارچگی دارد که باید همه آنها را در جای خود غنیمت شمرد و در تقویت انها کوشش کرد.
مذهب تشیع مهمترین مولفه در حفظ یکپارچگی کشور است مشروط بر آن که ترویج شعائر این مذهب به گونه ای صورت پذیرد که آسیبی بر این پیکره واحد و همزیستی مهربانانه مردمان ما وارد نسازد و تمایلات گریز از مرکز را در کشور تشدید نکند.
در طول دویست سال گذشته به دلایل مختلف بخشهایی از کشور ایران جدا شدند که یکی از آنها استان هرات و نواحی اطراف آن در افغانستان امروزی است که پیش از این، بخشی از خاک ایران بوده است. این نواحی بر اساس معاهده پاریس و با نیرنگ مستقیم بریتانیا از ایران جدا شدند. اما بستر این جدایی، تقویت اندیشه های اختلاف افروز مذهبی بود که لازم است متخصصان تاریخ این موضوع را بدرستی تبیین کنند.
تقویت تشیع در ایران مستلزم رواداری با سایر ادیان و مذاهب و دوری از تشدید نفرت و ایجاد دشمنی با آنهاست. بر این اعتقادم که دستهایی بویژه در سالهای اخیر برای دستیابی به اهدافی شوم و بلندمدت بر پایه برخی مطالب و موضوعات تاریخی که در جای خود محل تامل است به اشکال مختلف برای ایجاد شکاف بین اقوام و مذاهب کشور همت گماشته اند و به طرق مختلف و با توجه به دسترسی آسان به رسانه های جمعی بذرهای دشمنی را در جامعه پراکنده می سازند. بر کارشناسان حوزه امنیتی کشور است که با زبانی قابل فهم برای لایه های مختلف جامعه این موضوع را روشن نمایند که عظمت تشیع به شکوه و عظمت ایران گره خورده است. از این رو هر اقدامی که به انسجام ملی و تمامیت کشور آسیب برساند، مسلما به تضعیف مذهب تشیع خواهد انجامید.
