جناب آقای دکتر، سخت بر این باور هستم که در عرصه سیاست خارجی دچار اشتباهات سنگینی شدهایم که خدا خودش کشور ما را از بلاهای سخت در امان نگه دارد. عدم حمایت به موقع از ارمنستان و همراهی ضمنی برای حاکمیت طالبان نمونههایی از آن است. هرچه گفته شد، این نوع سیاستگذاری اشتباه است که کسی وقعی ننهاد. در مورد سیاستهای منطقهای از جمله سوریه که داستان دیگری است، ما نباید کمک میکردیم تا جای پای روسیه در سوریه محکم شود. در مورد اوکراین هم، موضوعگیریهای مقامات در روزهای اول جای تأمل بسیار دارد.
واکنش به نظرات دیگران
جناب آقای دکتر عاقل عزیز، سلام. ما در هر سیستمی یک ورودی و یک خروجی داریم و در صورتی که این خروجی منفعتزا باشد، به آن "outcome" میگوییم. اساساً دستاوردهای نظام حکمرانی کشور باید بر اساس این معیار سنجیده شود. بر این باورم، سیاستهای نظام حکمرانی کشور به طور نسبی خروجی منفعتزایی به همراه نداشته است. لذا، از سالهای پیش به طور مستمر تأکید کردهام که در راستای حفظ منافع ملی و تمامیت ارضی، نظام حکمرانی کشور باید در کلیه شئون اداره جامعه از بعد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به طور ریشهای و اساسی تجدید نظر نماید.
سلام آقای دکتر محدث عزیز. بسیار عالی حق مطلب را ادا کردید. اگر یک بررسی اجمالی از رفتار مدیران کشور در چند دهه گذشته داشته باشیم، یک همبستگی زیادی بین عدم برخورداری از قابلیتهای شغلی و وابستگی و تمایل به مقام و منصب وجود دارد. به بیان دیگر، هرچه مدیران بیکفایتتر باشند، چون این پست و مقام را یک فرصتی طلایی برای خود تلقی میکنند که در خارج از گردونه مدیریت برای آنان قابل تحقق نیست، به پست و مقام خود بیشتر وابسته و دلبسته هستند.
وابسته کردن حوزههای علمیه به بودجه دولتی طرح آقای هاشمی رفسنجانی بود. خداوند رحمتش کند. از این خبط و خطاها زیاد داشت.
درود. ورود نظامیان به عرصه اقتصاد، گسترش لجام گسیخته و بیضابطه آموزش عالی و ریختن قبح فساد مالی در دستگاههای نظام حکمرانی کشور را هم باید به کارنامه ایشان اضافه کرد. البته نباید از جاده انصاف خارج شد. بشدت دل در گرو توسعه و پیشرفت کشور و بهبود زیرساختهای آن داشت و اساساً اندیشهاش بر مدار تولید و رونق اقتصاد میچرخید. ولی ای کاش از دانش کافی بهرهمند بود و برای خود اصول و چارچوبهايی را تعریف میکرد و از آن عدول نمینمود.
