بدون ورود به نقد سیاستهای گذشته، در راستای حفظ یکپارچگی و انسجام و همسبتگی ملی در ایران عزیزتر از جانمان ضرورت دارد باز تعریفی از عمق استراتریک توسط هسته اصلی حاکمیت در کشور انجام پذیرد. این باز تعریف در دو بعد داخلی و خارجی ضروری است.
در داخل کشور لازم است:
1- تمام فرآیندهایی که منجر به ملوک الطوایفی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در کشور شده است به سرعت حذف شود.
2- نحلههای فکری واپسگرا که به پشتوانه قدرت سیاسی و اقتصادی به دنبال حاکمیت عقاید مرتجعانه خود در جامعه هستند، از گردونه حاکمیت کنار گذاشته شوند. انقلاب سال ۵۷ بدون شک اسلامی بود با برداشتی عدالت طلبانه مبتنی بر دیدگاههای مترقی از اسلام.
3- کنار گذاشتن تمام نهادهای نظامی، انتظامی و امنیتی از حوزه فعالیتهای اقتصادی در راستای تشویق بخش خصوصی برای سرمایهگذاری و حضور فعال در عرصههای مختلف اقتصادی؛ همچنین نظارت دقیق بر فعالیت اقتصادی بسیاری از نهادهایی که ثروتهای ملی را در اختیار دارند.
4- الزام به استفاده از سرمایههای ارزشمند و توانمند انسانی در بدنه تصمیمگیری، مدیریتی و کارشناسی بر اساس استانداردهای علمی.
5- تمرکز بر بهبود زندگی تمام لایههای اجتماعی نیازمند در کل پهنه ایرانزمین و مبارزه بنیادی با فسادهای سازمانیافته در کشور.
6- تجدید نظر بنیادی در نظام قضایی کشور به گونهای که مردم این نهاد را پناهگاه خود برای احقاق حقوق خود بدانند.
7- بازنگری بنیادی در نظام حکمرانی کشور که لازمه آن بازنگری در قانون اساسی کشور است.
در خارج کشور:
1- تعمیق روابط اقتصادی و فرهنگی با کشور عراق بدون تمرکز بر حضور نظامی در این کشور از طریق نیروهای نیابتی؛ چراکه افزایش حضور نظامی منجر به حساسیت و تقابل بخشهایی از مردم عراق با ایران خواهد شد.
2- نظارت و مراقبت از رفتار طالبان به نحوی که مانع تضعیف جایگاه حوزه تمدنی خراسان بزرگ در کشور افغانستان شود. تبلیغ و تلاش برای گسترش سنن ملی مشترک بین دو کشور حائز اهمیت بسیار است.
3- ممانعت و خنثی کردن توطئههای پیچیده ترکیه در مرزهای شمال غربی کشور به ویژه در کشور آذربایجان.
4- تعمیق روابط فرهنگی و اقتصادی با کشورهای حوزه آسیای مرکزی.
