درود آقای دکتر، اگر تحلیل ایشان معیار تصمیمگیری برای فعالیتهای اقتصادی باشد، هیچ فعالیت تولیدی در کشور نباید انجام شود. برای مثال، فولاد را چین و ژاپن به مراتب از ایران ارزانتر تولید میکنند ولی چون در مورد فولاد سرکوب قیمت نیست، سود آن ها نمود پیدا میکند. در مورد محصولات کشاورزی به دلیل یارانه واردات، عملاً رابطه مبادله به ضرر محصولات کشاورزی است و بنابراین قیمت محصولات کشاورزی نمیتواند معیاری برای تعیین ارزش آب مصرفی در بخش کشاورزی باشد. ضمن آنکه نمیتوان ارزش آب در فعالیتهای مختلف را با هم مقایسه کرد. محصولات کشاورزی، محصولات پایه هستند و ارزش افزوده زیادی نمیتوانند ایجاد کنند و عملاً ارزش افزوده محصولات کشاورزی در سایر بخشها نمود پیدا میکند. البته باید در بخش کشاورزی سرمایهگذاری مناسب انجام شود که بهرهوری آب افزایش یابد. جناب دکتر به احترام جنابعالی پاسخ دادم به این دلیل که صحبتهای ایشان چون فاقد مبنای علمی است و ضرورتی به پاسخ گویی ندارد.
واکنش به نظرات دیگران
درود بر شما جناب آقای دکتر پوررضا عزیز، از مطالب ارزشمند جنابعالی و نکاتی که جناب آقای دکتر ابریشمی بیان فرمودند، به حد بضاعت ناچیزم بهره فراوان بردم. اولاً بهتر است به روند کلی حاکم بر نظام دانشگاهی در کشورهای پیشرفته توجه کنیم، نه صرفاً به مصادیقی که به طور طبیعی در هر جامعه نمود پیدا میکند. در خیلی از کشورها، از جمله آمریکا، دانشگاهها با شیب بسیار فزایندهای در حال تولید محتوای علمی هستند و اتفاقاً شرکتها هم به دنبال جذب دانشآموختگان توانمند از دانشگاهها هستند و با صرف هزینههای زیادی پایاننامههای دانشجویان دوره دکتری را حمایت مالی میکنند و منبع تأمین منابع مالی خیلی از پژوهشگران پسا دکتری هستند و به طور کلی برای استفاده از ظرفیتهای دانشگاهها از شیوههای مختلف استفاده میکنند. در حال حاضر، عناصر و گردانندگان اصلی شرکتهای معظمی که شما به آنها اشاره کرده اید، از درون دانشگاهها بیرون آمده اند. ثانیاً، اگر بین علم و دانش تفاوت قائل شویم و دانش را کاربرد علم در عمل بدانیم، خیلی از این ابهامات رفع میشود. امروزه شرکتها به دنبال جذب نیروهایی هستند که از بنیانهای علمی محکمی برخوردار باشند و به تناسب فعالیتهای خود برای نیرویی که جذب میکنند، دورههای تخصصی برگزار مینمایند. دقیقاً درست میفرمایید، پرچمداران هوش مصنوعی شرکتها هستند، همینطور آموزشی که شما به راحتی میتوانید از یوتیوب کسب کنید، یا سایتهای مثل Coursera که آموزش مجازی میدهند، اما منشأ آن ظرفیتهای جدید علمی است که در دانشگاه ایجاد میشود. ثالثاً، همانگونه که آقای دکتر انصاری به درستی یادوری کردند، بین آموزش مجازی و متاورس تفاوت وجود دارد. تجربه آموزش مجازی در دوران کرونا نشان داد با همه امکانات پیشرفته تکنولوژیکی که در این حوزه ایجاد شده، نتوانسته است جایگزین مناسبی برای آموزش حضوری باشد. همانطور که آقای دکتر عباسی و آقای دکتر خراسانی هم بر آن تأکید نمودند. در نهایت، تصور میکنم در آینده نه چندان دور نقش دانشگاهها کمرنگ نخواهد شد، ولی ماموریتهای دانشگاهها تغییر خواهد کرد و دانشگاهها با روند سریعتر در تولید محتوای علمی گام بر میدارند.
سلام خانم دکتر، البته اینکه دولت تمایل داشت قیمت دلار تا حدود 61 هزار تومان افزایش پیدا کند، محل تردید جدی است. هرچند دولت از این افزایش قیمت دلار در کوتاه مدت منتفع شد، چرا که در یک روز 700 میلیون دلار را هنگامی که دلار 60 هزار تومان بود وارد بازار کرد. همانگونه که شما بدرستی گفتید، در ایران متغیرهای سیاسی کارکردی به مراتب قویتر از متغیرهای اقتصادی در اقتصاد ایران دارند، که بشدت زیانبار است. البته در کوتاه مدت، تاکید میکنم، در کوتاه مدت افزایش قیمت دلار توانست مانع ورود شدید حجم نقدینگی به سایر بازارها شود و سرعت رشد تورم را در خیلی از بخشهای اقتصادی تا حدودی کاهش داد.
درود؛
اگر واقعاً نظام حکمرانی کشور، انسجام، وحدت ملی و یکپارچگی کشور را اولویت خود میداند، برای پیشگیری از چنین اتفاقاتی باید راه حل سریعی اتخاذ کند. اصلاً فرهنگ ایرانی، فرهنگ آرامشطلبی و فرهنگ مدارا است، ولی این حوادث نشان میدهد دوقطبی کردن جامعه به این شکل آسیب جدی بر پیکره اجتماع وارد میسازد. متأسفانه کسانی که باید نقش آرامشآفرینی در جامعه ایفا کنند، عملاً زمینه بروز این انشقاق و رودرویی در جامعه را فراهم میسازند. شیخ اجل سعدی به زیبایی هرچه تمامتر بیان میکند که: "مطاع کفر و دین بیمشتری نیست / گروهی این، گروهی آن پسندند."
درود بر شما آقای دکتر، طنز بسیار دردآوری است در کشوری که 44 سال است از هر روز صبح تا شام هزاران بار کلمه اسلام از رسانههایش طنین انداز است، اینگونه دستورات و مفاهیم مهمترین کتاب این دین مهجور مانده است. کاری که شما این چند روزه در انتشار برخی از آیات قرآن کردید بسیار ارزشمند است. بیدلیل نبود مدتی قبل آقای جوادی آملی هم به این مضمون اشاره کرد که به طور کلی ما با قرآن کاری نداریم. در واقع به نظر میرسد خیلی از مطالبی که در کشور به عنوان مفاهیم دینی از آن ها یاد میشود، اصلاً ریشه در قرآن ندارد.
